سلام/اين روزها بيشتر بي تابم تا مضطرب/از خودم مي پرسم :تكرار اين «دوستت دارم»ها كه شده موتيف فرم كلامي ام و در پس آن نگاه كه مي كنم حتي نقاط هندسه افكارم؛ از كجا مي آيد؟!
از كجا مي آيد كه«به شيوه باران پر از طراوت تكرار» است برايم!
انگار اين تكرار در ذات چيزي است كه من را به خيال تو وصل مي كند/در ذات رابطه نه در من!در تو كسالت بار است يا نه نمي دانم!
عزيز دلم از اين روشناتاريكي كور مال كور مال به صبح روشن عبور كنيم؟من،تو بشوم؟همين مني كه درروياست در تو؛من خواهد ماند!بايد از ديوانگي بترسم؟! اما ترس كه علامت عقلاست/ من عاقل نيستم! مدتهاست...مي توان در آتش يخ زد؟!من يخزده ام/خداحافظ
۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه
۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه
۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه
سلام/دلم برايت تنگ.../نمي دانم چرا بعد از اينهمه ي اينهمه به اين دلتنگي ها كه آشناي لحظه لحظه هايم شده اند عادت نكرده ام هنوز!
نه مي دانم/ من برابر عادت ايستاده ام و فراموش نكرده ام كه همين دلتنگي هاي خاص و يكدانه والدين بسياري از خاطرات خوب من هستند/بزرگم كرده اند/مرا خندانده اند/اشك به چشمم آورده اند/ميخكوبم كرده اند و باز هم ميخكوبم مي كنند/خداحافظ
نه مي دانم/ من برابر عادت ايستاده ام و فراموش نكرده ام كه همين دلتنگي هاي خاص و يكدانه والدين بسياري از خاطرات خوب من هستند/بزرگم كرده اند/مرا خندانده اند/اشك به چشمم آورده اند/ميخكوبم كرده اند و باز هم ميخكوبم مي كنند/خداحافظ
بازنده فقط کسی است که بازی نکند طاقت بیاور و سرت را بالا بگیر
سلام/ مطلبم رو برايت پست مي كنم/مواظب خودم هستم تو هم باش
اميد به آغاز فصلي نو
شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي 2010 در شهر گوانگجوي چين به نيمه راه خود رسيده كاروان ورزشي ايران كه در اين دوره 86 زن ورزشكار را در قالب 14 رشته ورزشي به عنوان نمايندگان ورزش زنان ايران در خود جاي داده است تاكنون با كسب مدالهاي رنگارنگ اميدها را به كسب عناوين برتر و ارتقاي جايگاه ورزش كشورمان در قاره كهن پررنگتر كرده است. در اين ميان زنان ورزشكار ايراني نيز سهم قابل توجهي از كسب افتخارات اين كاروان را نمايندگي ميكنند. زناني كه در شرايط نابرابر با امكاناتي به مراتب كمتر از مردان عليرغم نگاهي كه رنگ تبعيض را با هزار و يك دليل نتيجهگرا به اين بخش از ورزش كشورمان تحميل ميكند، در همراهي و همدلي با كاروان ورزشي كشور، دوشادوش مردان خود را نه «ديگري» كه «يك خويشتن» پنداشته ميجنگند و ميدرخشند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان در چه موقعيتهاي متفاوت و شكاف عميقي باليدهاند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان براي كسب اين نتايج علاوه بر تلاشهاي معمول يك ورزشكار چه خون دلها از نگاه آلوده به تبعيض خوردهاند.
همه ميدانيم وقتي كه رويكرد و نگرش متوليان و مسئولان تمركز بر بخش ورزش مردان به دليل كسب نتيجه زودتر وسهلالوصولتر است، اين قهرمانان در آرزوي اين تمركززدايي و اجازه دادن به شكفتن ديگري، و حضور متكثر در ورزش كشور براي توسعه متوازن اين بخش (نهاد ورزش كشور در گستره نهادهاي مختلف اجتماعي) و رهايي از دفرمگي و رشد سرطاني يك بخش و تحميل انفعال به بخش ديگر چه روياها بافتهاند و براي تحقق آن چه همتها كردهاند.
همه ميدانيم كه حتي شرايط مسابقات برونمرزي هم چه موانع و سدهايي را مقابل اين پرندگان كه مطابق ذات پرندگي براي پرواز بال گشودهاند به بهانه «يكسانسازي شرايط ورزشكاران» عَلَم ميكند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان سرافرازانه با سري بالا گرفته و سينهاي فراخ با افتخار به رعايت موازين شرعي و فرهنگي خود با شرايطي به مراتب سختتر مسابقه ميدهند تا با شرايط مختص خود و فرهنگ خود، بالشي را تجربه و در رنگينكمان ورزش زنان جهان رنگي نو را پيشاهنگي كنند.
حالا، سرانجام و همين اينك پاداش اين همه خوندل خوردن ورزش زنان، صيد خوشرنگترين مدال در رقابتهاي ووشوي زنان در شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي 2010 چين – گوانگجو شد.
حالا منتظر ميمانيم تا با برق اين طلا چشم مسئولان و متوليان ورزش كشور؛ تبعيض فاحش و Gap عميق ميان برخورداري از امكانات و بهرهبرداري از آنها را در ورزش زنان در مقايسه با مردان بهتر ديده و همتها را براي عادلانه كردن اين روند جزم كنند.
اميدواريم لااقل همانطور كه از ورزشكار زني غيرايراني با اصليت ايراني و با بهرهمندي از امكانات بالاي فرانسوي تقدير شد، مسئولان ورزش بانوان كشور؛ زنان ما امكانات ما و نتايج ما را هم ببينند.
اميد به آغاز فصلي نو
شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي 2010 در شهر گوانگجوي چين به نيمه راه خود رسيده كاروان ورزشي ايران كه در اين دوره 86 زن ورزشكار را در قالب 14 رشته ورزشي به عنوان نمايندگان ورزش زنان ايران در خود جاي داده است تاكنون با كسب مدالهاي رنگارنگ اميدها را به كسب عناوين برتر و ارتقاي جايگاه ورزش كشورمان در قاره كهن پررنگتر كرده است. در اين ميان زنان ورزشكار ايراني نيز سهم قابل توجهي از كسب افتخارات اين كاروان را نمايندگي ميكنند. زناني كه در شرايط نابرابر با امكاناتي به مراتب كمتر از مردان عليرغم نگاهي كه رنگ تبعيض را با هزار و يك دليل نتيجهگرا به اين بخش از ورزش كشورمان تحميل ميكند، در همراهي و همدلي با كاروان ورزشي كشور، دوشادوش مردان خود را نه «ديگري» كه «يك خويشتن» پنداشته ميجنگند و ميدرخشند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان در چه موقعيتهاي متفاوت و شكاف عميقي باليدهاند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان براي كسب اين نتايج علاوه بر تلاشهاي معمول يك ورزشكار چه خون دلها از نگاه آلوده به تبعيض خوردهاند.
همه ميدانيم وقتي كه رويكرد و نگرش متوليان و مسئولان تمركز بر بخش ورزش مردان به دليل كسب نتيجه زودتر وسهلالوصولتر است، اين قهرمانان در آرزوي اين تمركززدايي و اجازه دادن به شكفتن ديگري، و حضور متكثر در ورزش كشور براي توسعه متوازن اين بخش (نهاد ورزش كشور در گستره نهادهاي مختلف اجتماعي) و رهايي از دفرمگي و رشد سرطاني يك بخش و تحميل انفعال به بخش ديگر چه روياها بافتهاند و براي تحقق آن چه همتها كردهاند.
همه ميدانيم كه حتي شرايط مسابقات برونمرزي هم چه موانع و سدهايي را مقابل اين پرندگان كه مطابق ذات پرندگي براي پرواز بال گشودهاند به بهانه «يكسانسازي شرايط ورزشكاران» عَلَم ميكند.
همه ميدانيم كه اين قهرمانان سرافرازانه با سري بالا گرفته و سينهاي فراخ با افتخار به رعايت موازين شرعي و فرهنگي خود با شرايطي به مراتب سختتر مسابقه ميدهند تا با شرايط مختص خود و فرهنگ خود، بالشي را تجربه و در رنگينكمان ورزش زنان جهان رنگي نو را پيشاهنگي كنند.
حالا، سرانجام و همين اينك پاداش اين همه خوندل خوردن ورزش زنان، صيد خوشرنگترين مدال در رقابتهاي ووشوي زنان در شانزدهمين دوره بازيهاي آسيايي 2010 چين – گوانگجو شد.
حالا منتظر ميمانيم تا با برق اين طلا چشم مسئولان و متوليان ورزش كشور؛ تبعيض فاحش و Gap عميق ميان برخورداري از امكانات و بهرهبرداري از آنها را در ورزش زنان در مقايسه با مردان بهتر ديده و همتها را براي عادلانه كردن اين روند جزم كنند.
اميدواريم لااقل همانطور كه از ورزشكار زني غيرايراني با اصليت ايراني و با بهرهمندي از امكانات بالاي فرانسوي تقدير شد، مسئولان ورزش بانوان كشور؛ زنان ما امكانات ما و نتايج ما را هم ببينند.
۱۳۸۹ آبان ۱۵, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)